
بسم رب الشهداء و الصدیقین
این پست را تماما تقدیم می کنم به حسین قدیانی فرزند شهید اکبر قدیانی که در قطعه ای از بهشت که نامش قطعه ی 26 است از زبان دل و زبان حال ما می نویسد و از زبان دل مادران پدران و فرزندان شهیدی که عزیزشان را در راه سرافرازی این مملکت رهسپار ابدیت کرده اند . شهدایی که این روزها عده ای نامشان و قداست کارشان را به حراج گذاشته اند !
برادرم حسین قدیانی ،
این چند خط قابل مقایسه با قلم شما نیست . ولی بر خودم واجب دانستم که بنویسم . می دانم که این روزها حرف هایتان را با جوهر قرمزی که از خون دل تان نشات می گیرد پر می کنید و می نویسید . می دانم که قلبتان به درد آمده . همچون قلب مادر شهید شهبازی . همچون قلب مادران و پدران شهیدی که این روزها سر در جیب اندوه فرو برده اند و شاهد به حراج رفتن عنوان شهید فرزند یا فرزندانشان هستند . می دانم که عده ای که سر نیزه ی قلم شما به سمت آنان نشانه رفته آنقدر از شما بیزارند که میخواهند سر به تن شما نباشد که شما داداش حسین بسیجیها هستید و حرف دل بچه های بسیج را می زنید و حرف دلشان را خوب می فهمید آنها از هر کسی که این نام را بر خود گذاشته و سیره اش بسیجی وار است بیزارند . الان رسالت شما سخت تر از همیشه است . موج انتقاد عده ای که خود سردمدار بی ارزشی هستند به دنبال شماست و در کنار اینها ناکارآمدی برخی مسئولین قلب قلم تان را شکسته است .
ما ستاره های حضرت ماه همه این را می دانیم و باز هم چشم امیدمان در این فضای بی صاحب سایبری به شماست که بایستید همچون بسیاری از فرماندهان دوران جنگ که در خط مقدم بودند و عده ای هم که درایت و شجاعت فرمانده را نداشتند در پشت جبهه خط مقدم را پشتیبانی می کردند .
من به شما نمی گویم مرتضی آوینی دوم ! هیچ وقت هم نگفته ام که همیشه مخالف اولی و دومی بوده ام . از نظر من شما حسین قدیانی اول هستید و برای همیشه اول می مانید که سلاحتان قلم تان است و جوهر قلم تان خون پاک شهدا . شما از دل می نویسید همان دلی که این روزها خون است از بی درایتی بنیادی که این روزها دل خانواده ی شهدا و دل عاشقان شهدا را شکسته است . همان هایی که ولشان کنیم برای قابیل هم کارت شهید می زنند و ندا آقا سلطان را هم شهید می نامند . همان هایی که چشمان را به روی تاریخ بسته اند و ضد ارزش ها را ارزش می نامند . حضرت خورشید میخوانی ؟ ظهورت نزدیک است !
اکنون رسالت شما و امثال من سخت تر است . اینکه اکنون در مقابل آماج دل سردی ها توهین ها و دل شکستگی ها بایستید و زانو نزنید تا منی که در پشت جبهه هستم و چشمم در خط مقدم به شماست از اراده ی شما نیرو بگیرم و زانو نزنم اگر عده ای هر روز و هر هفته تنها سلاحشان را که توهین به خودم و خانواده ام است را به طرفم بگیرند و هرچه دلشان خواست بگویند . بگذارید هر که نقدی دارند بگویند خواننده ی واقعی مطالب شما عاقل تر از آن است که گوش به حرف آنان دهد .
راستی در این زمانه که هر کسی را شهید می نامند هر کسی هم میتواند خودش را بسیجی بنامد ! این را برای آن عده ای گفتم که در ظاهر خود را بسیجی می نامند و در باطن با تیشه ی نقدهای برنده شان بر ریشه ی حضور شما می زنند و آرزویشان این است که شما دیگر ننویسید و این قلم برای همیشه ساکن بماند .
برای من مهم نیست حرف عده ای که آنها را از فضله ی حیوانات حقیرتر می دانم که مهم آرمانم است . همان آرمانی که در وجود شما دیدم همان آرمانی که در تک تک ستاره های حضرت ماه دیدم . آرمان ما این است دفاع از اسلام و ایران در رکاب رهبری . همان رهبری که جانمان را برایش می دهیم . همان رهبری که رهرو او هستیم اما پیشاپیشش حرکت می کنیم تا جان فدایش کنیم . همان رهبری که خانه اش را خانه ی خودمان می دانیم و لحظه ای نفس کشیدن در بیت را با اقامت در بهترین هتل های دنیا عوض نمی کنیم .
برادرم حسین قدیانی .
بنویس که قلم شما از نیزه برنده تر است و چه کارهایی که این قلم میتواند بکند ! این قلم گاهی نی ساندیس می شود و می رود در چشم فتنه گران !
بنویس که الگوی ما بسیجی ها هستی و دغدغه ات دغدغه ی ماست . بنویس بخاطر دل مادر شهید شهبازی . به خاطر دل مادر شهید جان بزرگی که نام پسرش را بعد از هزاران کش و قوس شهید گذاشتند . بنویس برای شهدای c130 بنویس برای شهدای سیستان بنویس برای پازوکی ها و محمود وند ها . بنویس برای دل مادر شهید شیرودی و شیرودی ها ...
اینها وقتی حرف دلشان را از زبان شما می شنوند دلشان آسوده می شود . همان دلی که این روزها عده ای که معنای واژه ی شهید را نمی دانند خون اش کرده اند .
برادرم . زانو نزن راهت را ادامه بده حرفی از رفتن نزن و از ماندن بگو از ادامه ی مبارزه حتی اگر تمام هم رزمانت به زانو درآمدند شما ایستاده باش که بسیجی اگر هم جانش را در راه کشورش و رهبرش بدهد ایستاده می میرد و سرافراز .
فرمانده از ماندن بگو !

